9092305967

خط تخصصی روانشناسی-استان تهران

تماس ازسراسرکشور  02188990538

 

مشاوره تلفنی ازدواج چیست؟

بهترین زمان برای گرفتن مشاوره تلفنی ازدواج چه موقعی است؟

از نظر علمی مراجعه برای گرفتن مشاوره تلفنی ازدواج زمانی که هنوز هیچ صحبتی بین افراد نشده است، اقدام درستی یست، بعلاوه مراجعه افراد بعد از مدت ها حرف زدن و رابطه داشتن و شکل گرفتن علاقه، تاثیر چندانی در تصمیم گیری زوجین نخواهد داشت ، بنابراین بهترین و مناسب ترین زمان برای مراجعه به مشاور زمانی است که هر دو طرف تا حدودی آمادگی لازم را یافته و به طور میانگین 15 ساعت با طرف مقابل درباره مسائل مختلف صحبت کرده است.

در این بین اگر لازم باشد مشاوران از خانواده ها هم دعوت می کنند تا در جلسات حضور یابند و از آن جا که بیشترین بار مسئولیت ازدواج و انتخابپ بر عهده دوطرف است، معمولا مشاوران بیشتر جلسات را با حضور دختر و پسر برگزار می کنند. بعد گرفتن تست های شخصیت و تفسیر آن، اگر جریان مشاوره خوب پیش رود  حضور در 2 الی سه جلسه مشاوره تلفنی ازدواج کافیت می کند. اگر مشاور تشخیص دهد که نیاز به برگزاری جلسه اضافه وجود دارد قصد آن را دارد تا در این جلسه در مورد عواقب احتمالی چنین انتخابی صحبت کند تا زوج ها بتوانند با دید و بینشی صحیح مدلی برای خانواده موفق ترسیم  کرده و بر آن اساس دست به انتخاب بزنند.

چرا باید قبل از ازدواج مشاوره تلفنی ازدواج بگیریم؟

این موضوع که زوجین باید قبل از هر گونه اقدامی از یک مشاور کمک بگیرند توصیه موکد کارشناسان بسیاری است. این توصیه بخصوص از آنجا جدی تر شده است که رسانه ها در سال های گذشته آمار نگران کننده ای را در خصوص میزان طلاق های صورت گرفته زوجین به خصوص در 5 سال اول زندگی مشترک منتشر کرده اند.  به همین دلیل است که بحث نیاز به دریافت مشاوره تلفنی ازدواج برای زوج های جوان به طور جدی مطرح می شود. متاسفانه  جوانان در کشور ما خیلی وقت ها اطلاعات کافی از موضوعات و مباحث مشاوره تلفنی ازدواج که مشاوران در اختیار آنها می گذارند نداشته، یا گاهی احساس می کنند به دلیل اینکه به حد مطلوبی از استقلال مالی و خانوادگی رسیده اند، می توانند بدون مشورت با افراد دیگر و متخصصان این امر بهترین انتخاب را داشته باشند.

عده ای دیگر از آنان نیز در انتخاب معیار های صحیح و مناسب اشتباه می کنند و با مشورت دوستان و اطرافیان خود برخی ملاک های کلیشه ای را برای همسرشان در نظر می گیرند و زمانی که دختر یا پسری با این شرایط را پیدا می کنند احساس می کنند به زوج رویایی شان دست یافته اند و به طور هیجانی و احساسای دست به انتخاب می زنند. اگرچه این ملاک ها، ملاک های عرفی جامعه ما هستند ولی  این نکته را باید در نظر داشت که در عرف این ملاک ها نه به صورت جزئی بلکه به صورت کلی مورد توجه قرار گرفته است. این در حالی است که روانشناس یا مشاور در زمینه ازدواج، از طریق مصاحبه، گرقتن تست های مختلف و ابزار های تخصصی دیگر همه این موارد را با فاکتورهای جزئی مورد ارزیابی قرار می دهد تا بتواند بررسی درست شخصیتی از زوجین ارائه دهد.

برای مشاوره روانشناسی تلفنی با روان نو تماس بگیرید

در واقع مشاور یا روانشناس تلاش می کند دیدگاه ها، نگرش ها، فرهنگ، خلق و خو و اهداف هر یک زوجین را در زندگی مورد بررسی قرار بدهد و طرف مقابل را با این موارد ها آشنا کند. شناخت این موضوعات در همان ابتدای آشنایی و تشکیل زندگی مشترک بسیارمهم است زیرا تنها با شناخت این جزئیات است که زوج ها می توانند به طور صحیح به این نتیجه برسند که آیا می توانند با هم ادامه مسیر بدهند یا خیر. مثلا اگر زوجی می خواهند به یک هدف مشترک برسند مشاور این موضوع را اینگونه بررسی می کند که ببیند آیا این زوج سرعت حرکت شان برای رسیدن به آن هدف به یک اندازه است یا خیر. اگر به یک میزان نباشد توصیه می کند تا در مورد آن هدف بیشتر صحبت بکنند تا در آینده مشکلی برایشان پیش نیاید.

سیر و روند بررسی مسائل در جلسات مشاوره تلفنی ازدواج به این صورت ایت که زوجین باید در مرحله اول از نظر رفتاری، خانوادگی، سبک زندگی و تحصیلات باید مورد بررسی قرار گیرند. اگر این مرحله مثبت بود باید در مراحل دیگر به لحاظ ذهنی و تفکراتی که دارند بررسی شوند تا نکات مشترک و غیر مشترک ذهنی شان مشخص گردد سپس از جهت نوع نگاه به زندگی و سرگرمی و تفریحاتی که می خواهند داشته باشند و لحظات مشترکشان مورد ارزیابی قرار می گیرد. در اصل همه اینها مرحله به مرحله است و بهتر است به صورت اجمالی بررسی شوند. اگر مشاوره تلفنی ازدواج قبل از ازدواج بر اساس معیارها و شرایط مناسب صورت پذیرد و مشاور از تخصص، آگاهی و اطلاعات کافی برخوردار باشد، به زوجین کمک زیادی خواهد شد.

بنابراین هر دو نفری که برای مشاوره تلفنی ازدواج پیش از ازدواج مراجعه می کنند، باید با صداقت کامل مسائل خود را با مشاور در میان گذاشته و به عبارتی دیگر تسلیم مشاور باشند و این نکته را در نظر داشته باشند که مشاوران تنها موضوعات، خطرات و مسائل پیش روی افراد را موشکافی کرده و برای آن ها توضیح می دهند و هیچ گاه توصیه به ازدواج نمی کنند، همان طور که هیچ گاه توصیه به طلاق نمی کنند و در نهایت این خود افراد هستند که دست به انتخاب و تصمیم گیری خواهند زد. در واقع آن ها با بکارگیری تعاریف و فرمول های علمی و بررسی مولفه های تاثیرگذار در ازدواج، مسائل پیش روی جوانان را به آنان یادآوری و درصد موفقیت یک ازدواج و خطرات آن را گوشزد می کنند.

مشاوران به هیچ عنوان اطلاعات خصوصی افراد را در اختیار فرد مقابل قرار نخواهند داد بلکه به طور غیر مستقیم دو طرف را متوجه تناقض ها می کنند، بنابراین بهتر است جوانان قبل از ازدواج از مشاور حاذق در حوزه خانواده و ازدواج کمک بگیرند. خوب است بدانیم مشاوره تلفنی ازدواج به یک فرآیند تخصصی تبدیل شده و در همه جای دنیا مرسوم شده است. اهمیت این مشاوره زمانی واضح تر می شود که به این نکته توجه داشته باشیم که انسان ها از یکدیگر شناخت کافی ندارند، بنابراین به منظور دستیابی به این شناخت برای ازدواج و تشکیل زندگی به کمک مشاور نیاز داریم.

محققان و کارشناسان این امر معتقدند مشاوره قبل از ازدواج آن قدر اهمیت دارد که زوجین باید برای آن وقت زیادی بگذارد. در واقع ازدواج تولد دیگری است که انسان به اختیار آن را انتخاب می کند و به اختیار خود تصمیم به تشکیل زندگی مشترک می گیرد. بنابراین یک مشاور متخصص و حاذق می تواند به فرد درچنین انتخاب مهمی کمک کند.  این نکته نیز حائز اهمیت است که بدانیم فردی آمادگی ازدواج دارد که بتواند تعهد پایدار داشته باشد، یعنی برای فردی که وارد زندگی او شده است ارش و احترام قائل باشد، زندگی بالنده ای داشته باشد، باعث آرامش او باشد، سرعت حرکت شریک زندگی خود  را به سوی تعالی و پیشرفت بیشتر کند و اگر چنین نباشد، در واقع ازدواج تنها راهکاری خواهد بود در جهت رفع بخشی از نیازهای اولیه و ابتدایی انسانی که به فرد برای پیشرفت و ارتقا کمک نخواهد کرد.

زوجین باید برای انتخاب مناسب و صحیح همسر معیار ها و ضوابط مهمی را در نظر داشته باشد. این معیار ها مسائل بسیار تاثیر گذاری هستند که معمولا در طی جلسات مشاوره تلفنی ازدواج نیز به آن ها پرداخته می شود و بهتر آن است که زوجین از قبل تا حدودی به این موضوعات آشنایی داشته، در مورد آن ها فکر کرده و آمادگی لازم را برای بهینه ساختن جلسات مشاوره تلفنی ازدواج داشته باشند.

یکی از این موضوعات توقعات زناشویی زوجین از یکدیگر است. طرفین باید دلیل انتخاب شدنتان حتی زمانی که هنوز رابطه در حد خواستگاری است بدانند. در مورد اینکه چرا طرفتان فکر می کند شما ممکن است به دردش بخورید از یکدیگر سوال کنید. از این طریق انتظارات یکدیگر را خواهید فهمید.

همچنین لازم در مورد میزان هوش فرد و میزان شباهتش به خودتان بدانید. می توانید از سرعت صحبت کردن، دایره لغات مورد استفاده فرد، میزان درک او از طنز و کاریکاتور، معلومات عمومی و تخصصی او و تعداد کتاب هایی که خوانده است به هوش وی پی ببرید.

مسئله بعد این است که میزان هوش هیجانی فرد را بشناسیم. برای این کار ببینید آیا فرد عواطف خود را نشان می دهد؟ چگونه نشان می دهد؟ در عصبانیت چه می کند؟ حسادت ها و خشم هایش را در خودش می ریزد یا بروز می دهد؟ اهل تلافی و انتقام جویی است یا خیر؟

بالاخره اینکه روابط خانوادگی نیز از اهمیت بسیاری برخوردار است. برای پی بردن به این موضوع می توانید از صحبت کردن در مورد چگونگی روابط خود با پدر و مادر و اعضای خانواده تان شروع کنید و سپس از چگونگی روابط وی با اعضای خانواده اش سوال کنید و از او بخواهید که آن را برایتان شرح دهد.

علاوه بر نکاتی که به آن ها اشاره شد آشنایی و شناخت علمی برخی ویژگی های شخصیتی که بیانگر و شناساننده سلامت و یا عدم سلامت روانی فرد است می تواند در مراحل اولیه بسیار سودمند باشد همچنین با دانستن این مطالب می توانید ارتباط مفید تر و بهینه تری با مشاورتان برقرار کنید. بر اساس مطالعات صورت گرفته شش بعد سلامت روان عبارتند از:

۱. خودپذیری

۲. روابط مثبت با دیگران

۳. خودمختاری

۴. تسلط بر محیط

۵. مقصود (هدف) در زندگى

۶. رشد شخصی

افراد سالم کسانی هستند که دارای سطوح بالاتری از این شش ویژگی هستند. افرادی که از خودپذیری بالایی دارند از نگرش مثبت به خود برخوردارند، جنبه های متعدد خود (هم مثبت و هم منفی) را می پذیرند و در مورد گذشته احساس خوبی دارند.

افرادی که از روابط مثبت و خوبی با دیگران برخوردار هستند روابط گرم، رضایتبخش و مطمئنی با دیگران دارند، به رفاه دیگران (در کنار رفاه خودشان) اهمیت می دهند، از همدلی عمیق، محبت و صمیمیت برخوردار هستند و مصالحه آرامش در روابط انسانی را درک می کنند.

افرادی که از خودمختاری بالایی برخوردار هستند مستقل و با اراده هستند، در برابر فشارهای اجتماعی و محیطی برای فکر کردن و عمل کردن به شیوه خاص و عام مقاومت می کنند و رفتارشان از طریق محرک های درونی تنظیم می شود و با معیارهای شخصی خودشان را ارزیابی می کنند نه معیار های دیگران.

افرادی که از تسلط بالایی بر محیط برخوردارند در رابطه با محیط احساس اداره کردن، تسلط و شایستگی می کنند، با این تصور زندگی می کنند که بر فعالیت هاای بیرونی کنترل دارند و می توانند آن ها را اداره کنند، از فرصتهای موجود در محیط استفاده موثر می کنند، می توانند موقعیت هایی را انتخاب کنند یا خلق نمایند تا با نیاز ها و یا ارزش های شخصی شان تناسب داشته باشد.

مشاوره تلفنی ازدواجافرادی که دارای هدف های کوتاه مدت و بلند مدت در زندگى خود هستند احساس می کنند زندگی حال و گذشته معنی دارد و با امید و انگیزه بالا برای زندگی کردن برنامه ریزی می کنند.

افرادی که از میزان رشد شخصی بالایی برخوردار هستند احساس می کنند جریان رشد ادامه دارد، خود را رشد کننده و گسترش یابنده می بینند، به روی تجربیات جدید گشوده هستند و تغییراتی که تجربه می کنند بیانگر خودآگاهی، پیشرفت و خوداثر بخشی بیشتر است.

علاوه بر شناخت ویژگی های افراد سالم بهتر است با برخی از ویژگی های افراد ناسالم هم آشنایی مختصری داشته باشیم. از جمله افرادی که دارای ویژگی های ناسالمی هستند می توان به کنترل گر ها اشاره داشت. افراد کنترل گر در عین حالی که انسان هایی عاطفی و یا حتی بسیار زودرنج هستند اما به سادگی احساسات و عواطف خود را بروز نمی دهند، از قانون همه یا هیچ یا صفر و صد پیروی می کنند، ریزبینی، موشکافی و نظارت دقیق را در تمام امور زندگی خود و دیگران لحاظ می کنند، از ایده آل های زندگی مشترک و رعایت کردن آرمان های اخلاقی سخن می گویند اما از رعایت کردن آن ها در زندگی زناشوی شان و روابط خود با اطرافیان عاجزند، طوری رفتار می کنند و تصمیم می گیرند که انگار ربطی به دیگران ندارد و آن ها هیچ حقی در تصمیم گیری ندارند و در بسیاری از موارد دوست، همکار و به ویژه همسر خود را محکوم می کنند.

در واقع کنترل گر ها دائما در حال کنترل دیگران هستند اما خودشان به هیچ عنوان زیر بار کنترل شدن نمی روند و با دیدگاه کمال گرایانه خود معیار ها و استاندارد های غیرقابل دسترس تعیین می کنند. در عده ای از افراد کنترل گر علائم عزت نفس «پایین» یا عزت نفس «کاذب» دیده می شود. این گروه از افراد اگر چه در جنگ قدرت و سلطه گری برنده هستند اما به زودی خودشان نیز توسط ویژگی های کنترل گری شان محدود می شوند زیرا شور و هیجان همسر و دوستان خود را برای بروز آزادانه احساساتشان از بین می برند و زندگی را به یکنواختی می رسانند.

اگر نامزدتان مدام به‌دنبال جنگ قدرت است و از اینكه با كنترل كردن شما این جنگ را ببرد لذت می‌برد، در مورد انتخابش تجدید نظر كنید. زیرا این افراد به سادگی تغییر نمی کنند. این افراد معمولا برای توجیه رفتار های آزار دهنده شان اسامی مختلفی برای آن می تراشند برای مثال ممکن است اسم آن را عشق بگذارند. چنین افرادی پر از ترس و نا امنی هستند و در بیشتر موارد نه تنها با كوتاه آمدن ‌ها و مدارا کردن های شما بهتر نمی‌شوند بلكه مسیر را برای شك كردن‌ ها و كنترل‌گری ‌های بیشتر و بیشتر او هموار تر کرده اید.. کنترل گر ها معمولا از دردی درونی رنج می‌برند و تنها مداخلات و درمان‌های طولانی ‌مدت روانشناختی و تخصصی است كه می‌تواند آن ها را آرام‌ كرده و این عادت ها را کمی تعدیل نماید. اما یادتان باشد كه این آدم‌ ها به راحتی حاضر نخواهند شد که تحت درمان قرار گیرند و بهتر است تا می توانید چنین فردی را برای زندگی مشترک انتخاب نکنید.

کارشناسان روانشناسی و مشاوره این روزها به زوج های جوان بسیار توصیه می کنند که قبل از آغاز زندگی مشترک شان حتما با مشاور توانمند و حاذق مشورت نمایند. این موضوع در سال های گذشته هم زمان با انتشار آمار نگران کننده ی طلاق زوجین به خصوص در 5 سال اول زندگی مشترک آن ها جدی تر گرفته شده است. به همین جهت است که نیاز دختر و پسر های جوان به دریافت مشاوره قبل از ازدواج بیش از پیش مطرح شده است. در کشور ما ایران متاسفانه هنوز زوج ها اطلاع چندانی از مشاوره های پیش از ازدواج و فواید و ضرورات آن برای آغاز زندگی مشترکشان نداشته و فرهنگ مراجعه به روانشناس نیز به میزان کافی در بین اقشار مختلف جامعه ما جا نیافتاده است. برخی دختر و پسر ها گاهی به دلیل برخورداری از حد مطلوب استقلال مالی و خانوادگی احساس می کنند می توانند بدون مشورت با افراد با تجربه ی دیگر و حتی متخصصین روانشناسی به بهترین انتخاب ممکن دست یابند. گاهی نیز عده ای با مشورت گرفتن از دوستان و آشنایان شان تعدادی ملاک غیر علمی و کلیشه ای را برای انتخاب همسر آینده شان در نظر می گیرند و زمانی که شخصی با این ویژگی ها و شرایط را پیدا می کنند تصور می کنند به آن زوج رویایی و ایده آل خود رسیده اند و به صورت هیجانی و بدون بررسی دست به انتخاب می زنند.

گرچه این ملاک ها، جز معیار های عرفی جامعه ما هستند ولی در عرف و فرهنگ ما این ملاک ها به صورت جزئی و ناچیز، نه  به صورت کلی و مطلق مورد قبول واقع شده اند. اما این در حالی است که مشاور و روانشناس ازدواج، تمام این موارد را با عامل های جزئی مورد بررسی قرار می دهد تا بتواند تحلیل درست و مناسبی از ویژگی های شخصیتی زوجین ارائه دهد. به عبارت دیگر مشاور سعی می کند علایق، ایده آل ها، اهداف، دیدگاه ها و انتظارات دختر و پسر را در زندگی مشترک برای آنان آشکار نماید و در حضور هر دو مورد بررسی قرار دهد، و طرف مقابل را با این ویژگی ها آشنا سازد.

شناخت این موضوعات در همان ابتدای آغاز زندگی مشترک از اهمیت بسیاری برخوردار است زیرا تنها با آشنایی و شناسایی دقیق و کامل این جزئیات است که دختر و پسر می توانند به این نتیجه برسند که آیا می توانند با هم در یک مسیر مشترک به راه خود ادامه داده و پایه و اساس محکمی برای زندگی مشترک شان بسازند؟ برای مثال اگر زوجی قصد آن را دارند که به یک هدف مشترک دست یابند، مشاور این مسئله را از زوایای مختلف و با نگاهی دقیق و علمی طوری بررسی خواهد کرد که هم برای او و هم برای زوجین مشخص شود که آیا آن ها از سرعت حرکت یکسان و مناسبی برای رسیدن به آن هدف برخوردار هستند یا خیر؟ در این صورت چنانچه سرعت این زوج یکی نباشد توصیه خواهد کرد تا بر اساس اصولی خاص و با مهارت های ویژه در مورد آن هدف بیشتر با یکدیگر به بحث و گفت و گو بپردازند تا در آینده در این مورد با مشکلی مواجه نشوند. این موضوع را حتما به خاطر داشته باشید که با بررسی و پرسش از افراد آگاه از یک متخصص حاذق و حرفه ای در کار مشاوره ازدواج کمک بگیرید. دانش و تخصص مشاور می تواند کمک بزرگی در جهت آگاهی شما از چگونگی پیمودن مسیر پیش رو در اختیار تان قرار دهد.

در طی فرآیند مشاوره پیش از ازدواج دختر و پسر در مرحله اول به لحاظ خانوادگی، رفتاری، سبک زندگی و تحصیلات مورد بررسی قرار می گیرند، و اگر این مرحله مساعد بود در مراحل دیگر به جهت آشکار سازی نکات مشترک و غیر مشترک ذهنی شان، از لحاظ ذهنی، عقیدتی و تفکراتی که دارند مورد بررسی قرار می گیرند. و پس از این از نظر نوع نگاه شان به زندگی، سرگرمی و تفریحاتی که به آن علاقه دارند و یا بیشتر اوقات فراغت خود را تا به امروز به آن اختصاص داده اند بررسی خواهند شد. مراجعه به مشاوره معمولا زمانی که هنوز هیچ گونه صحبتی بین زوجین نشده است، مناسب نخواهد بود، همان طور که مراجعه زوجین پس از مدت ها گفت و گو و رابطه داشتن و شکل گیری علاقه، چندان تاثیر گذار نخواهد بود. بر همین اساس بهترین زمان برای مراجعه به مشاور پیش از ازدواج زمانی است زوجین حداقل 10 تا 12 ساعت با همدیگر درباره مسائل و موضوعات مختلف به بحث و گفت و گو پرداخته اند.

گاهی مشاور به مقتضی شرایط از خانواده ها نیز دعوت می کند تا در جلسات مشاوره حضور یابند. اما از آن جا که مسئولیت ازدواج به میزان بسیار زیادی بر عهده دختر و پسر است، بیشتر جلسات تنها با حضور این دو برگزار می گردد. به طور معمول در شرایطی که جریان مشاوره خوب پیش برود، نهایتا 6 تا 8 جلسه 45 دقیقه ای برای این امر کافیت می کند (گرچه در موارد لازم گاهی می توان با یک جلسه نیز زوجین را به میزان کافی راهنمایی کرد).

اگر جلسات مشاوره قبل از ازدواج بر اساس استاندارد ها و در شرایط مناسب برگزار شوند، مشاور نیز از دانش و اطلاعات علمی کافی برخوردار باشد، و همچنین زوجین نیز با صداقت و هشیاری کامل در این جلسات حضور یابند، به دو طرف در تصمیم گیری صحیح کمک زیادی خواهد شد. به همین جهت دختر و پسری که برای مشاوره مراجعه می کنند، باید با صداقت کامل مسائل خود را با مشاور در میان گذاشته و خود را تسلیم او نمایند. و این نکته را مد نظر داشته باشند که مشاور هیچ گاه توصیه به ازدواج نمی کند، درست همان طور که هیچ گاه توصیه به طلاق نمی کند. در واقع آن ها با بکار گیری دانش، مهارت، تکنیک، اصول و فنون مشاوره و اجرای ابزار هایی همچون پرسشنامه به بررسی فاکتور های تاثیرگذار در ازدواج و بیان فراز و نشیب های پیش روی جوانان می پردازند. و در جهت آگاه سازی، آموزش و آماده سازی آن ها برای رویاروی با این مسائل می کوشند. آن ها همچنین میزان موفقیت یک ازدواج و یا خطرات آن را به زوجین گوشزد می کنند. مشاوران هیچ وقت اطلاعات شخصی و خصوصی فرد را بدون آگاهی و رضایت وی در اختیار طرف مقابل قرار نمی دهد، بلکه سعی می کند طرفین را متوجه نقص ها و تناقض ها سازد. بنابراین اکیدا به جوانان توصیه می شود، قبل از ازدواج از کمک ها و راهنمایی های مشاوران حاذق در حوزه ازدواج و خانواده استفاده نمایند.

اگر مدتی است که از آشنایی تان با شخصی می گذرد، و تا به امروز به قدر کافی و استاندارد برای یکدیگر زمان گذاشته و در مورد مسائل کوناگون گفتگو کرده اید، و بر این اساس به این نتیجه رسیده اید که انتخاب خوبی كرده اید و قصد دارید او را به همسری خود انتخاب و رابطه خود را به ازدواج تبدیل كنید، به شما توصیه می نماییم در این مطلب با ما همراه باشید و به نکاتی که معمولا از دید برخی دختران و پسران جوان در فرآیند تصمیم گیری برای ازدواج پنهان باقی می مانند توجه نمایید.

در برخی موارد دختران و پسران جوان و خانواده های آن ها به اشتباه فکر می کنند اگر کیس مورد نظر شان فردی سالم، پولدار، توانمند، عاقل و به طور کلی و موجه باشد حتما برای ازدواج فردی مناسب خواهد بود. گرچه این موضوع درست است اما نباید این نکته را نیز نادیده بگیرید که آن شخص باید از نظر شما به حد کافی از مطلوبیت جنسی و فیزیکی رو به بالا برخوردار باشد. مطلوبیت جنسی و جسمانی ارتباط چندانی با زیبایی و ظاهر افراد ندارد بلکه این نوعی کشش و جاذبه است که به سلیقه و بیوشیمی جنسی خاص هر شخص مرتبط بوده و افراد آن را به صورت هیجان و احساسی دلپذیر در قلب احساس می کنند. متاسفانه نادیده گرفتن این موضوع تبعات بسیار مخرب و هلناکی در پی داشته و در دراز مدت آسیب زیادی را بر پیکره زندگی زناشویی و رضایت جنسی زوجین در برخواهد داشت. عدم نشاط، شادکامی و هیجان جنسی که از پیامد های عدم تناسب و علاقه جنسی است به مرور موجب فرسودگی و کاهش آستانه تحمل زوجین شده و صبر و شکیبایی آن ها را حتی در برخورد با مشکلات عادی و روزمره زندگی نیز کاهش خواهد داد. بنابراین توصیه می کنیم حتما و حتما بیشتر در این مورد به مطالعه، درون نگری و گفتگوی با یکدیگر بپردازید. این کشش و نزدیکی باید در هر دوی شما نسبت به یکدیگر وجود داشته باشد نه آنکه تنها احساسی یکطرفه باشد. ازدواج دختر و پسری که از جنس هم نیستند و یکدیگر را دوست ندارند، با این تصور و عقیده که «خیلی ها از جمله من و مادرت هم همدیگر را دوست نداشتیم و بعدا به مرور زمان درست شد و به هم علاقمند شدیم» اشتباه است زیرا نه می شود احساس و رضایت افراد را را به درستی مورد سنجش قرار داد، نه می توان از روی ظاهر خوب زندگی افراد در مورد باطن آن قضاوت کرد، نه میزان علاقه پدر و مادر ها را در ابتدای ازدواج شان با فرزندان مقایسه کرد (شاید از هم بدشان نمی آمده است اما دو شخص واقعا نه تنها یکدیگر را دوست نداشته بلکه از هم خوششان هم نمی آید)، نه می توان نحوه ی ازدواج زمان پدر و مادر ها را با زمان فرزندانشان مقایسه کرد (حتی هر دو می توانند صحیح باشند) و نه … این ازدواج را می توان به پوشیدن جوراب لنگه به لنگه تشبیه کرد. همان طور که این جوراب ها، کار شما را تا هنگامی که توی کفش هستند راه می اندازند، شما نیز کار هم را راه می اندازید! اما به زودی روزی فرا می رسد که رویای تان می شود اینکه کاش بتوانید با چنین جوراب هایی به مهمانی بروید! به نظر تان برای رسیدن به این آرزو می توانید به این استدلال دل خوش کنید که مثلا ممکن است رنگ جوراب ها به مرور زمان در داخل کفش عوض شود و یا نقش و نگار آن ها تغییر کند و شما بتوانید با آن ها به مهمانی بروید؟ قطعا جواب شما منفی است. زیرا آن ها فقط روز به روز به دلیل ماندن پای شما در کفش و ترس از بیرون آوردن! کثیف تر و چرک تر می شوند!  البته باید مراقب عشق و علاقه شدید خود باشید و آن را کنترل نمایید و حتما به عقل و منطق خود نیز رجوع کنید. عشق و کشش جنسی و جسمانی شدید ممکن است شما را به کوری جنسی بکشاند که عواقب چنین انتخابی عدم شناخت کافی از دیگر ویژگی های فرد مورد نظر است. این ازدواج نواقص و مشکلات خود را حتی بسیار زودتر آشکار نموده و موجب فروپاشی زندگی خواهد شد.

نکته بعدی در خصوص پذیرش متقابل و عدم انتظار تغییر پس از ازدواج است. یکی از اشتباهاتی که گریبان گیر بسیاری از زوج های جوان قبل از ازدواج می شود، اصرار به تغییر شخصیت طرف مقابل است. آن ها یکدیگر را برگزیده اند اما با برخی کمبود های هم در مقایسه با ایده آل هایشان کنار نیامده و یا آن ها را نپذیرفته اند. فراق از اینکه هیچ زوجی صد در صد کامل نیستند و هیچ انسانی بی عیب و نقص نیست! بنابراین این زوج (یا تنها یکی از طرفین) در صدد آن بر می آیند تا برگزیده خود را به هر تقدیری تغییر دهند و گاه در مواجهه با ناکامی عدم تغییر نامزد شان در دوران نامزدی، به این امید که یکدیگر را در آینده تربیت خواهند کرد! و مطابق میل خود تغییر خواهند داد! زندگی مشترکشان را آغاز می کنند. بی خبر از آنکه با این نیات تنها به ناکامی بی پایان و تلخ خود ادامه خواهند داد که طی آن، نه تنها اوضاع و شرایط رابطه شان به دلیل عدم رضایت طرفین از یکدیگر، تفاوت بین واقعیت موجود و ایده آل ذهنی از همسر و همچنین فشار های متقابل بهتر نمی شود بلکه روز به روز بد و بدتر هم خواهد شد. بنابراین دقت کنید که اولا هیچ انسانی کامل نیست، پس توقع چندانی از یکدیگر نداشته باشید. دوما سعی کنید یکدیگر را همانطور که هستید بپذیرید یا در غیر این صورت فکر تغییر دادن هم و ازدواج را از سر خود بیرون کنید!

نکته دیگر که باید مراقب آن باشید و بیشتر به آن توجه کنید شرایط مالی تان است. بهتر آن است که  شرایط مالی تان با هم متناسب باشد. در غیر این صورت دقت کنید که اگر یك طرف از نظر مالی بالا‌تر است، دیگری در دام موقعیت مالی او نیافتاده باشد، هر دو طرف ظرفیت و جنبه زندگی با فردی متفاوت از نظر فرهنگ اقتصادی را داشته باشند و سبك و میزان خرج كردن‌ هایتان با هم هماهنگ باشد.

نکته بعدی نیز سطح و سبك دینداری‌ شما و خانواده های تان می باشد. توجه به این موضوع نیز از اهمیت و ظرافت زیادی برخوردار است زیرا درست است که در فرهنگ و جامعه ما بیشتر افراد دین و اعتقاد مشابهی دارند اما صرفا شباهت کلی دین و اعتقاد شما با یکدیگر کفایت نمی کند. اینکه تنها بیان دارید که دین شما چیست و به چیز هایی اعتقاد دارید، دید و شناختی محدود در اختیار شما قرار خواهد داد. پی بردن به  جزئیات رفتار ها، تفکرات دیدنی و عقیدتی و همچنین نوع ترجیحات و علایق دینی یکدیگر در جریان زندگی مشترک ممکن است آرامش، میزان رضایت از زندگی و اساس رابطه تان را به مخاطره اندازد. بنابراین باید در مورد تمامی جزئیات عقیدتی و علایق دینی خود ساعت های زیادی را به گفتگو بپردازید و مطمئن شوید با هم هماهنگ هستید و به هم می خورید و به معنای زندگی، مفهوم خدا و پیامبر یکسان می نگرید. اگر شریعت برای یکی از شما خیلی مهم باشد برای دیگری نیز باید مهم باشد. یا چنانچه یکی از شما اهل مطالعات دینی است، این موضوع نباید از نظر دیگری مضحک باشد و اگر شما اهل نماز و روزه هستید، این موضوع نیز باید برای همسرتان مهم و با ارزش باشد.

آیا می دانید ازدواج تان نیز به تمیز کاری و خانه تکانی نیاز دارد!

بسیاری از افراد در فرهنگ ها و مذاهب گوناگون با آغاز سال نو و یا به مناسبت های مختلف بهانه ای برای تازه تر شدن، مرور اهداف، هدف گذاری مجدد و گرفتن انرژی دوباره پیدا می کنند. آنان خانه ها، اتومبیل و محیط کارشان را تمیز و مرتب می کنند. اما از این موضوع غافل اند که ازدواج هم ممکن است به خواب رفته و شکل عادت به خود گرفته باشد. پس بیایید هر از چند گاهی به مناسبت ها و بهانه های گوناگون گرد و غبار را از سر و روی رابطه تان بردارید و یک خانه تکانی عالی انجام دهید. این کار نیازمند اصول و تکنیک های خاصی است که در ادامه به توضیح و بررسی آن ها می پردازیم.

قدم اول: در حافظه دور و خاطرات اولیه تان دوری بزنید!

آیا می توانید به خاطر بیاورید که برای اولین بار کجا یکدیگر را ملاقات کردید؟ با به خاطر آوردن آن روز خاص، آن مکان به یاد ماندنی و مرور هیجاناتی که تجربه کردید، می توانید به خود یادآور شویدکه چه چیزی در شما یکدیگر را جذب هم کرد؟ وقت مناسبی را ترتیب دهید و در مورد این موارد تأمل کنید و برای هم بازگو نمایید. پژوهش ها نشان می دهند که زوج هایی شادتر هستند که می توانند خاطرات شیرین و لذت بخش گذشته را یادآوری و در مورد آن ها صحبت کنند. این مسئله در مورد تمامی روابط صدق می کند. بنابراین آنچه را که ممکن است در طول زمان فراموش کرده باشید را به خودتان یادآوری کنید.

قدم دوم: دوباره برگردید و بررسی کنید!

زمانی شما و همسر تان بسیار علاقه داشتید تا با هم در مورد موضوعات مختلف گفتگو کنید، به خصوص در مراحل اولیۀ رابطه تان. اما شاید با گذر زمان و به دلیل پدید آمدن مسئولیت های جدید و پی در پی در ارتباط با فرزندان، خانواده، وظایف اجتماعی و حرفه ای و شغلی به تدریج ارتباط و مراوده ی بین شما و همسر تان از پنجره ی منزل تان به بیرون پرتاب شده باشد. شما می توانید دوباره به اولویت بندی مسائل و کار های روزمره خود بپردازید و بررسی روزانه رابطه تان را حتی به طور مختصر جزء اولویت های تان بگذارید. به عنوان مثال در آخر روز و بعد از صرف شام یا هنگام نوشیدن چای در کنار هم از یکدیگر سوال کنید: «امشب چطوری؟»، «از نظر تو رابطه ما امروز چطور بوده است؟»، «آیا همه چیز رو به راه است؟».

قدم سوم: به زیر فرش های خانه خود نگاهی بیاندازید و رنجش های مدفون شده و  پنهان را جستجو کنید!

یکی از موضوعات و مسائل مهم که می تواند پیامد ارتباط ناردرست و یا ناکافی در ازدواج باشد، ایجاد سازی هیجانات منفی در همسر است. بدانید و آگاه باشید چنانچه خشم، آزردگی، ناامیدی، رنجش و دلخوری و یا غمگینی مورد بررسی و حل و فصل قرار نگیرند می توانند همچون سمی زهرآگین عمل نمایند. دلخوری و آزردگی حل نشده قادرند در طولانی مدت روابط زوجین را تحلیل برند. اگر عادت ها، انتظارات، رفتار ها و… همسرتان شما را ناراحت کرده و یا آزار می دهد، حتما آن ها را مطرح نمایید. سعی در بکاری و تقویت این مهارت می تواند برای رابطه ی شما با همسر تان به طور خاص، و دیگر روابط شما به طور کلی بسیار مفید واقع شود. به جای به کارگیری گله و شکایت، زبان هجومی و شیوه های انتقاد گرانه علیه یکدیگر و زیر سوال بردن رفتار ها و یا اعمالی که در طرف مقابل تان نمی پسندید، از مهارت یاد شده کمک بگیرید. برای استفاده از این مهارت می توانید با اضافه کردن کلمه «من» در ابتدای جملات تان، به ابراز انتظارات مثبت و سازنده و احساسات و هیجانات ناخوشایند خود بپردازید. و در این مورد به توافق و درک متقابل نائل آیید. برای مثال به جای گفتن این جملات «تو به مرا درک نمی کنی!»، «تو تولد مرا فراموش می کنی!»، «تو بیش از اندازه وقت خود را با بچه ها صرف می کنی!»، «تو بیش از خانواده ات به کارت اهمیت می دهی!» و… می توانید از جملاتی چون «من مایل هستم بیشتر درک بشوم، یا من انتظار دارم بیشتر درک شوم، یا من از اینکه کسی متوجه ام نباشد احساس اندوه و ناراحتی می کنم»، «من خیلی از اینکه تولدم را تبریک بگویند لذت می برم و بسیار شادمان می شوم، و یا من انتظار دارم روز تولدم را به من تبریک بگویند و با یادداشت کردن یا راه های دیگر آن روز را به خاطر داشته باشند»، «من انتظار دارم بین کار های منزل و رسیدگی به امور فرزندان مان، به من نیز وقت کافی اختصاص یابد، و یا عزیزم؛ من بسیار از بودن در کنار تو لذت می برم و مایل هستم بیشتر با یکدیگر وقت بگذرانیم»، «عزیزم؛ من تمایل دارم کمی بیشتر در کنار خانواده ات باشی گرچه ما همگی ممنون زحمات و تلاش ات در جهت رفاه و آسایش مالی خانواده هستیم، و یا من از اینکه در کنار ما هستی بسیار خوشحال و آرامم»، استفاده کنید.

بعلاوه این نکات را نیز به منظور سهولت در دست یابی به مقصود خود به یاد داشته باشید. اضافه کردن چاشنی هایی مانند، لحن کلام آرام و محبت آمیز، توصیف هیجات مثبت، بکار گیری عبارات محبت آمیز مانند عزیزم، تشکر و قدر دانی از خدمات و تلاش های طرف مقابل، تعریف از ویژگی ها و رفتار های خوب و پسندیده او، انتخاب زمان مناسب و راحت، رفتار و برخورد صادقانه و حق پذیر در بر خورد با واقعیت و توافقات، همدلی و تلاش در جهت حل و فصل نه انتقام و به رخ کشیدن و… حتی الامکان از توصیف حالات و احساسات منفی خود همچون خشم، غم و… پرهیز کنید زیرا یادآوری و مرور این احساسات ممکن است موجب متشنج شدن اوضاع و یا تغییر حالات روحی و روانی شما به همان حالات شود.

قدم چهارم: از برداشت ها و فرضیه های تان مطمئن نباشید و حتما آن ها را مورد بررسی قرار دهید.

در مواقعی که به دلیل دلخوری و رنجش از همسر تان دچار هیجانات منفی و نا خوشایندی شده اید، با خود  بیاندیشید که آیا این احتمال وجود دارد که شاید ناراحتی من از همسرم به این دلیل باشد که من از گفته ها، رفتار و منظور او سوء برداشت کرده ام؟ و اگر این مسأله را هرگز برای خود روشن نسازید چه خواهد شد؟ قطعا جواب شما این است؛ «خوب در این صورت من به دلیلی که واقعی نیست، رنج و عذاب می کشم!». بنابراین یکی از بهترین روش ها برای فاصله گرفتن زن و شوهر از پریشانی و رنج این است که به جای تکیه بر حدس ها، فرضیات و برداشت های خود، به سادگی از یکدیگر بخواهند که در مورد منظور شان صحبت کنند و آن را به روشنی بیان نمایند.